تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
نيست . اگر انسان ده عبارت را در كنار يكديگر قرار دهد ، ممكن است معانى بيشترى را بفهمد . امّا اين كه اگر آن عبارات نبود ، اصلا معناى عبارت اوّل فهميده نمىشد ، اين طور نيست . مثل كسانى كه به روش تفسير از راه لغت يا تأويل معتقد هستند ، مىگويند : بدون لغت يا بدون تأويل آيات ، فهم معناى
« يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ »
امكان ندارد .

عدم اختلاف در قرآن

قرآن چگونه كتابى است . معناى « القرآن يصدّق بعضه بعضا » يا « القرآن يضرب بعضه بعضا » « 1 » يعنى چه ؟ اين روايات به ما مىفهمانند كه آيات قرآن هيچ اختلافى با هم ندارند . قرآن يك زبان واحد است كه از طرف حضرت حق - جلّ و علا - نازل شده و هيچ اختلافى در آن نيست . زنديقى ، خدمت حضرت امير - عليه السّلام - رسيد و عرض كرد : « فلان آيه يعنى چه ؟ » حضرت فرمود : « فلان آيه را ببين معنايش روشن مىشود . » منظور حضرت ، اين نبوده است كه با استفاده از آن آيه معناى اين آيه روشن مىشود ، بلكه منظور ، آن بوده ، كه اين مسئله در آن آيه وجود دارد و آيهء مورد سئوال ، اصلا در مقام بيان آنچه زنديق گفته بود ، نبوده است . نظير همين آيهء :
وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً
كه اصلا در مقام بيان كيفيّت و چگونگى عذاب آسمانى نبوده است ، ولى آيهء :
بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ
در مقام بيان نوع عذاب بوده ، لذا آن را بيان كرده است . كتابهايى كه در علوم قرآنى نوشته شده است ، از روش تفسيرى بحث نكرده‌اند . « التفسير و المفسرون » كه نوشتهء « ذهبى » است كه گويا بر اساس كتاب « گلدزيهر » فرانسوى به نام « مذهب التفسير الاسلامى » نوشته شده ، غالبا دربارهء تفسير به رأى و حمله به شيعه است . « عبد اللّه درّاز » در كتاب « المدخل الى القرآن الكريم » كه
هامش
( 1 ) - در بين روايات « القرآن يفسّر بعضه بعضا » را نديده‌ام .