اين كه بعضى ادبيات قرآن را گرفتند ، بعض ديگر فقهش را و . . . ) اگر با الميزان ممارست داشته باشيد ، در مىيابيد كه موارد استفادهء ايشان از اين روش - « القرآن يفسّر بعضه بعضا » - نادر است . استفادهء از اين روش ؛ يعنى اين كه اگر اين كار را نمىكرديم ، معناى آيه را نمىفهميديم ، امّا ايشان در بسيارى از آيات مىگويند : كه اين آيه به فلان آيه شباهت دارد ، و سپس آيه را ذكر مىكند ، ولى شباهت داشتن آيهاى به آيهء ديگر معنايش اين نيست كه اگر آن آيه نبود ، ما معناى اين آيه را نمىفهميديم .
روش تفسير ؛ يعنى بايد اين آيه را با استفاده از آيه ديگرى بفهميم ؛ مثلا در قرآن دارد
وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً
« 1 » ؛ « ما بر اينها باران عذاب باريديم » ، ولى بيان نمىكند كه باران عذاب يعنى چه ؟ آيهء ديگرى در قرآن مىگويد :
بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ
« 2 » اين آيه ، آيهء اوّل را توضيح مىدهد كه باران عذاب ، سنگهايى از سجّيل بوده است ، امّا از اين گونه موارد در قرآن كه آيهاى معناى آيهء ديگر را به مخاطب بفهماند نادر است .
علاوه بر اين كه اين آيه ذكر مصداق است ، نه معناى آيهء اوّل .
پيش از اين گفتيم كه اين « يفسّر بعضه بعضا » به قرآن اختصاصى ندارد ، در بسيارى از كتب بزرگان ، اين روش ديده مىشود كه بعضى از كلمات آنها ، كلمات مبهمشان را تفسير و توضيح مىدهد .
علاوه بر اين
أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً
معناى خودش را دارد . آيه مىگويد : ما بر آنها باران عذاب فرستاديم و مقصودش بيان نوع عذاب نبوده است . پس معناى آيه ابهامى ندارد ، در حالى كه آيهء
بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ
نوع عذاب را معيّن مىكند .
بنابراين ، اوّلى ابهام ندارد كه با دوّمى ابهامش رفع شده باشد .
روش تفسيرى ؛ يعنى بدون به كارگيرى اين روش ، معناى آيه را نخواهيم فهميد ، امّا اين كه با اين روش معناى آيه بهتر و روشنتر مىشود ، اين ديگر روش تفسيرى
هامش
( 1 ) - اعراف / 84 .
( 2 ) - فيل / 5 .