تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
لمعان عامّة » ( الفاظ نزد عرفا براى معناى عامّى وضع شده‌اند ) . اهل معرفت نظرشان بر اين است كه معانى الفاظ گسترده است . امام خمينى ( ره ) در « مصباح الهداية » تعبيرى دارد كه : لعمرى انّ فهم هذا مفتاح مفاتيح المعرفة ؛ يعنى فهم اين كه لغات براى معانى عامّى وضع شده‌اند ، كليد كليدهاى معرفت است . » و واقعا هم اين گونه است ، اگر براى الفاظ يك معنايى گسترده‌تر از معانى فعلىشان قائل نشويم ، آن وقت در اطلاق خيلى اسمها بر خدا و اهل بيت ، مىمانيم كه چه بگوييم : « اللّه عالم و زيد عالم » آيا اطلاق عالم بر خدا ، مثل اطلاق عالم بر زيد است ؟ بعضى گفته‌اند : مشترك است . بعضى گفته‌اند : ما اصلا معناى « اللّه عالم » را نمىفهميم ، زيرا علم غير خدا ، زائد برذاتش است ، امّا در خدا عين ذاتش است . اينها حاكى از اين است كه معناى الفاظ عام است ، عام ؛ يعنى هر كه علم دارد ، اعمّ از اين كه علمش بالذات باشد يا بالعرض . در روش تفسير قرآن آنچه مهم است ، اين است كه بدانيم لغت قرآن بالغات معمولى فرق دارد . لغات معمولى در عربى و زبانهاى ديگر به معانى عرفىشان بار مىشوند ، ولى لغات قرآن بر معانى گسترده‌شان حمل مىشوند ، امّا بايد حدود معناى وسيع آن را پيدا كنيم ، و بنگريم كه معناى وسيع آن لفظ در غير از معارف و اصول و مسائل اجتماعى ، آيا در احكام نيز جارى است يا جارى نيست و بايد مراقب باشيم كه جلو سوء استفادهء ديگران را بگيريم ، هر كسى بخواهد ، همانطور كه خود مىخواهد ، معناى لغتى را توسعه دهد ، معانى دچار نابسامانى مىگردند . براى اين كه جلو اين سوء استفاده‌ها گرفته شود ، در روايت وارد شده « انّما يعرف القرآن من خوطب به » قرآن را تنها مخاطبان قرآن مىفهمند ؛ يعنى بايد به دنبال اهل بيت رفت ، بر همين اساس ، بعضى از علماى اخبارى مىگفتند كه ما حق تفسير نداريم ، بايد تفسير قرآن را به اهل بيت سپرد . هر چند دليل اين كار را به اين نحوى كه گفتيم ، نگفته‌اند . « اخبارى » ها مىگويند : اهل بيت ، لغات قرآن را طور ديگرى غير از