به اين كمالات برسيم . البته گاهى جرقههايى از نور معرفت در انسان پيدا مىشود ، ولى زود هم از بين مىرود ، بايد دايما از نعمت الهى قدر شناسى و تشكّر كرد تا روح معرفت در انسان رسوخ پيدا كند . هر قدمى كه برداريم مقدمهء قدم بعدى است .
ارتباط با عالم غيبت امكان دارد و اتفاق هم افتاده است ، حتّى در علم روز هم ارتباط با ارواح را تجربه كردهاند و كتابهايى « 1 » در اين باره نوشتهاند و افراد بسيارى هم با چشم خود اين ارتباطات غيبى و كرامات را ديدهاند .
آقاى « بهجت » مىفرمودند : كه ما هر روز در نجف كراماتى از بزرگان مىديديم .
آقاى طباطبايى - رحمه اللّه - داستانى براى من نقل كردند كه يكى از اقوام همسرشان سرطان داشت و همهء دكترها او را جواب كرده بودند . ايشان متوسّل به حضرت على - عليه السّلام - شدند ، حضرت به ايشان فرمودند برو مشهد به پسرم على بن موسى متوسّل شو ، به مشهد آمد و متوسّل به حضرت شد و خوابش برد ، در همان حالت خواب دوباره حضرت على - عليه السّلام - را بخواب ديد كه حضرت يك تكّه گوشت به او دادند و فرمودند : روى اين گوشت ، مقدارى سركه « 2 » بريز و بخور ، ايشان از خواب بيدار شد و ديد گوشت در دستش است . به دستور حضرت عمل كرد و سرطانش خوب شد . علامه طباطبايى فرمودند : افراد ديگرى هم به وسيلهء همين گوشت شفا پيدا كردند .
حقيقت وحى چيست ؟
برگرديم به اصل بحث كه دربارهء حقيقت وحى بود .
مرحوم علامهء مجلسى در بحار « 3 » از تفسير على بن ابراهيم قمى نقل مىكند ، در ذيل آيهء :
وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ
هامش
( 1 ) - كتاب « الانسان روحّ لا جسد » .
( 2 ) - يا چاى ، ترديد از ما است .
( 3 ) - ج 18 ، ص 254 .