براء بن عازب و ابىّ بن كعب و بسيارى ديگر . . . ، همه از بيعت با ابوبكر سرباز زدند . سعد بن عباده كه رئيس گروه بزرگى از انصار بود بيعت نكرد كه بعداً او را ترور كردند و گفتند كه اجنّه او را ترور كردهاند وشعرى هم از زبان جنيّان ساختند و در افواه شايع كردند كه :
نحن قتلنا سيد الخزرج سعد بن عباده * فرميناه بسهمين فلم تخط فؤاده
خواهند گفت : آنان كه بيعت نكردند ، بعداً بيعت كردند .
مىگوييم : البته به زور و اكراه ، نه به ميل و دلخواه .
ماجراى گرفتن بيعت ازامام على عليه السلام
مىگفتند كه بايد على عليه السلام را حاضر كرده بيعت بگيريم تا ديگران هم تبعيّت كنند . ابوبكر عمر را به سوى على عليه السلام گسيل داشته گفت :
به هر زور و جبر و به سختترين روش عنف و فشار او را بياور ! .
وقتى عمر به نزد على عليه السلام رفت و ميان آن دو كلماتى ردّ و بدل شد ، على عليه السلام به دو گفت : « بدوش ! كه براى تو هم نيمى از آن بماند . به خدا قسم كه اينك اصرار تو بر امارت و حكومت ابوبكر براى آن است