تحليلى از سقيفهء بنى ساعده
اگر اهل تسنن مختصر دقت كنند حقيقت امر كاملًا ملعوم است .
به فرض كه اساساً برهان لطف - / همان چه در مورد نصب پيامبر از طرف خداوند جريان دارد - / در اين مبحث ( ولايت ) جارى نباشد و اساساً هم دليل عقلى و نقلى بر لزوم نصب و وقوع نصب از طرف خداوند در كار نباشد ، خوب چه بايد كرد ؟ حاكم چگونه معين شود ؟ جز از طريق رجوع به آراء عمومى ؟ !
آيا همهء مهاجر و انصار در « سقيفهء بنى ساعده » حاضر بودند ؟ ! آيا از مردم رأى گرفته شد ؟ ! مىگويند : مردم همه نبودند ، ليكن زمامدارانِ امور و اهل حلّ و عقد و سر رشته داران امور حضور داشتهاند ، مىگوييم : على عليه السلام اهل حلّ و عقد نبود ؟ سلمان چطور ؟
ابوذر ؟ مقداد ؟ عمار ؟ ذوالشهادتين ؟ ابوسعيد خدرى ؟ و . . .
آن وقت ابوسفيان اهل حلّ و عقد امور اسلامى بود ؟ ! راستى اين چه جهالت و يا نابينايى عمدى است ؟ !
به « تاريخ طبرى » ، ج 3 ، ص 198 و « كامل » ابن اثير ج 2 ، ص 325 و « تاريخ يعقوبى » ، ج 2 ، ص 134 مراجعه فرماييد ، ببينيد كه عباس بن عبدالمطلب و فضل بن عباس و زبير و خالد بن سعيد و