تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديث لو لا فاطمه ... (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
دستگير كند ، و به او اعتراض شد كه چرا چنين كرد ؟ از طرف او همين عمل را دليل آوردند كه صحابه پيش از اين هم براى دستگيرى بنى هاشم از آتش زدن استفاده كردند . « 1 » راستى انسان مبهوت مىماند كه چطور صحابه نظاره گر اين فاجعه بودند و كارى
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 2 / 147 به نقل از مروج الذهب مسعودى در توجيه قصد آتش سوزى ابن زبير در سال 64 ه بنى هاشم را ، پس از حصر در شعب ابى طالب ، از عروة بن زبير برادر عبدالله نقل مىكند : « عبدالله مىخواسته اختلاف به سطح جامعه كشيده نشود و مسلمانان اختلاف نكنند . . . همانطور كه عمر دربارهء بنى هاشم چنين كرد هنگامى كه از بيعت با ابوبكر سرباز زدند . او هيزم حاضر كرد تا خانه را بر سرشان آتش بزند » عجيب اين كه در چاپ جديد مروج الذهب بيروت 1371 اين قسمت نيست يعنى آتش زدن ذكر نشده و فقط آمده كه « عمر خواست آن‌ها را بترساند » ، اينان مىخواهند بگويند عمر آتش نزد و فقط قصد ارعاب داشت . در جواب مىگوييم : اوّلًا فرقى نمىكند ، وقتى مجوز آتش زدن را دستگاه خلافت داد و حريم رسالت را شكست ديگر آتش بزند يا نه ، فرقى نمىكند ، گرچه قبح آن بيشتر است ، به علاوه قراين و از آن جمله روايات شيعه دلالت بر انجام اين كار دارد منتها اين كار به قدرى زشت بوده كه اهل تسنن از نقل آن پرهيز نمودند همانطور كه صحيح بخارى جمله عمر را به پيامبر صلى الله عليه و آله در حال احتضار آن حضرت : « هذيان مىگويد . . . » ! ! تحريف كرده مىگويد : مردى چنين گفت البته بخارى در جلد 8 ص 203 و در جلد هفتم ص 11 كتاب المرضى باب « اذا قال المريض قوموا عني » صريحا كلمه عمر را ذكر كرده و مىگويد عمر جملهء « دعوه انّ الرّجل ليهجر » را گفته است