تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديث لو لا فاطمه ... (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
باقر عليه السلام نيز اين طور آمده : « اولين مخلوق الهى محمد و عترت رهيافته و هدايتگر او هستند ، آن هنگام آن‌ها شبح نور در برابر خداوند بودند . گفتم : شبح نور چيست ؟ فرمود : سايهء نور ، بدنهاى نور بدون روح . . . « 1 » روايات بسيار ديگرى نيز در اين زمينه وجود دارد كه فهم برخى تعبيرات در اين روايات احتياج به توضيح دارد كه فرصتى ديگر مىطلبد . ليكن اجمالًا اين مطلب به دست مىآيد كه « انوار اهل بيت » ( و نه « ارواح » كه مجلسى فرموده است ، « 2 » نور چيز ديگرى غير
هامش
( 1 ) . همان ( 2 ) . ايشان معناى احاديث را ارواح گرفته است . حقيقت اين است كه : روح ، نفس ، نور ، هر يك معناى خود را دارند ، روح يك موجود مجرد فوق طبيعت است و از ملك هم برتر مىباشد ، نفس ، تجلى روح و فيض او و تدبير او نسبت به بدن است ، پس نفس فعل روح است و ما از عالم نفس هستيم نه روح . اما نور اشاره به مراتب و درجات وجودى پيش از تحقق يك شىء است ، همه ما پيش از اين عالم طبيعت چيزى بوده‌ايم ، عدم محض نبوده‌ايم ، در توده گاز يا ابر اوليه ، و قبل از آن در جلوات تجردى اسماء و صفات كه آن جلوات همه نورند ، ليكن ما نورانيت خود را به علت شواغل مادى از دست داده‌ايم ليكن اهل بيت فوق طبيعت هستند ، حوادث طبيعت در آنها اثر تأثير گذار در روحياتشان ندارد « لم تنجسك الجاهلية بانجاسها و لم تلبسك من مدلهمات ثيابها / يا حسين ! جاهليت ترا تحت تأثير اخباث و انجاس خود قرار نداده است »