18 و 20 و 21 و 36 و 37 و . . . از موسوعه « بحارالانوار » رجوع نمايند . اجمالًا منظور ما اين است كه عقل و نقل متوافق اند كه بين حق و خلق طبيعت ، واسطهاى در كار است . منتها فلاسفه گفتهاند كه آن وسائل مجردات عالم عقل مىباشند . روايات و متون مذهبى مىگويند كه آن وسائط پيامبر و اهل بيت عليهم السلام هستند ، و اين با هم منافاتى ندارند . زيرا در بحثهاى فلسفى نيز معلوم است كه دو گونه عقل داريم : عقل در سلسلهء نزول و عقل در سلسلهء صعود ، اولى همان مجردات تامّ عالم بالا هستند كه به قول ابن سينا در دانشنامه و عيون الحكمه ، همان فرشتگان در زبان شرع مىباشند ، دومى انسان هايى هستند كه در مقام كمال به مرتبه عقل رسيدهاند و مىدانيم كه دومى مهمتر از اولى است . زيبايى و كمال اولى خدادادى و ذاتى است ولى دوّمى گر چه با خواست و توفيق الهى ليكن با زحمت و اختيار خود به كمال رسيده است . همانطور كه قرآن فرمود : « يا أيها الإنسان إنّك كادح إلى ربك كدحاً فملا قيه ؛ اى انسان ! تو با زحمت به سوى خدا مىروى و سپس به ملاقات او خواهى رسيد . » « 1 » اينها با زحمت و فعاليت به وصل رسيدهاند .
هامش
( 1 ) . انشقاق / 6