تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
در ميان اعتباريات فردى موارد بسيارى وجود دارد كه هرچند در رابطه‌ى با جامعه نمىباشند ليكن همچون اعتباريات اجتماعى ، همه‌ى افراد جامعه پايبند به آن‌ها هستند مانند ضرورت استفاده از چيزهاى مفيد براى تن و روان . اين كه در عبارت ، و در برخى تعبيرهاى گذشته مفهوم ضرورت و بايد ( و وجوب و حتميت و . . . ) را اعتبارى حساب كرده و از قبيل قسم چهارم اعتباريات شمرديم از اين جهت است كه وجوب و ضرورت ، صفت وجودها و اشياء واقعى جهان هستند كه به وجوب بالذات ( خداوند ) و وجوب بالغير ( ممكنات ) تقسيم مىشوند . گرفتن عنوان وجوب و ضرورت را از واقعيات وجودى جهان و تطبيق آن بر رفتار و اعمالى كه هنوز وجود پيدا نكرده‌اند ( كه به دنبال همين تطبيق شوق و علاقه و اراده و تصميم بر انجام آن به وجود مىآيند ) ، يك عمل اعتبارى بوده و چنين وجوب و بايد و ضرورتى را ادراك اعتبارى مىناميم . از آن چه درباره‌ى اين معناى چهارم اعتبار گفته شده به خوبى به دست آمد كه همه‌ى ادراكات تخيلى ( منظور از تخيل در اين‌جا دخالت در ادراكات حقيقى و بردن آن‌ها به غير موارد خود و دخل و تصرف در آن‌ها و تجزيه و تركيب غير حقيقى آن‌ها مىباشد ؛ يعنى همان چه كار قوه‌ى متخيله است . با « ادراك خيالى » به معناى واقعى فلسفى يعنى تصور صور جزئى ، كه در دفتر دوم گفتيم ، اشتباه نشود ) ، ادراك‌هاى اعتبارى هستند ، و نيز همه‌ى ادراك‌هاى مربوط به ضرورت و عدم ضرورت ايجاد اعمال و رفتار . در ادراكات تخيلى ، اجزاء و اوصاف جهان را به غير موارد واقعى خود مىكشيم و براى موارد غير حقيقى فرض و اعتبار مىكنيم ، و همين‌طور در