تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
چند قياس به نتيجه‌ى مطلوب مىرسد . بدين ترتيب : انسان براى رسيدن به كمال آفريده شده است . رسيدن به كمال - در هر دو قسمت روح و بدن - برنامه مىخواهد ، و هيچ گاه بدون برنامه و نظم دقيق تكامل پيدا نمىشود . براى دست يافتن به برنامه‌ى تكامل نياز به آگاهى به چيزهاى مفيد و مضر داريم . چيزهاى مفيد را بايد به تن و روان خود چنان نزديك كنيم كه جزئى از ما شوند و بنابراين از اين شىء خاص بايد استفاده كرد . اين بايدها اعتبارى و انشائى مىباشند كه به نوعى از حقايق گرفته مىشوند . اعتبار يك مفهوم براى غير مصداق واقعيش - چون رأس در مثال سابق - بر اساس همين استفاده از جهان است ؛ استفاده از مصداق فرضى كه با اعتبار ما همچون استفاده از مصداق واقعى ، اهميت پيدا مىكند . مصداق فرضى يعنى فرض يك شخص را به جاى سر ، و لزوم اطاعت از او ، و يا لزوم هر كار ديگر را به جاى حقيقت يك وجود خارجى . در آينده توضيح بيش‌ترى در اين باره خواهيم داد . ادراكات و مفاهيم اعتبارى گاهى اعتبار يك فرد است و گاهى اعتبار جامعه و يا همه‌ى جامعه‌ها . اعتباريات فردى ، با قوه‌ى خيال و متخليه‌ى فرد مربوط بوده ، در ارتباط با لذت‌هاى احساسى خيالى است و در نتيجه انضباط عميق علمى ندارد ، و يا به تعبير صحيح‌تر « ضابطه‌ى آن براى ما معلوم نيست » . يكى فرد دلخواه خود را به ماه تشبيه مىكند ، و ديگرى به خورشيد و ديگرى به گل و ديگرى به خداوند و ديگرى خدايى براى آن نمىشناسد ( و اين‌ها همه در ادبيات عرب و عجم فراوان است ) . اعتباريات اجتماعى بر اساس ضوابط اجتماعى خاصى اعتبار مىشوند و جامعه‌ى عقلا براى حفظ نظام اجتماعى خويش آن‌ها را معتبر مىكنند .