هستند و گرنه مغايران هستند . متغايران سه قسم هستند :
1 - تغاير تماثلى و آن نسبت ميان دو چيزى است كه در حقيقت و ماهيت اتحاد دارند ولى اجتماعشان ممكن نيست . « 1 »
2 - تغاير تخالفى و آن نسبت ميان دو چيزى است كه در حقيقت و ماهيت اختلاف دارند ليكن اجتماعشان ممكن است ، مثل شيرينى و سفيدى كه در شكر مثلًا جمع شدهاند .
3 - تغاير تقابلى و آن نسبت ميان دو چيزى است كه اختلاف در حقيقت دارند و امكان اجتماع ندارند و اين تغاير تقابلى چهار قسم است :
1 - تقابل تضايف : نسبت ميان دو چيزى كه تصوير يكى متوقف بر تصور ديگرى است ؛ مثل پدر بودن و پسر بودن و همين نسبت را در بحث مقولات عشر ، مقولهى اضافه مىخوانند .
2 - تقابل تضاد : نسبت ميان دو امر وجودى كه ميانشان كمال تباين بوده و تحت يك جنس نزديك قرار دارند و ارتفاع هر دوى آنها از يك موضوع امكانپذير است . ليكن هيچ گاه با هم جمع نمىشوند ، و بنابراين علم و جهل ضد نيستند زيرا جهل امرى عدمى است و علم امرى وجودى ؛ سرخى و سبزى نيز ضد نيستند زيرا كمال اختلاف و تباين ميانشان نيست ؛ عشق و انتقام هم ضد نيستند زيرا تحت يك جنس نزديك وارد نيستند ؛ عشق از قوهى جاذبه است و انتقام از افراط قوهى دافعه مىباشد ؛ براى ضدان مىتوان سفيدى و سياهى را مثال زد ؛ همانطور كه قبلًا گفتيم اين تعريفى است كه محققين دربارهى تضاد ذكر كردهاند .
هامش
( 1 ) - / دربارهى ممنوعيت اجتماع مثلين به اختلاف سخن گفتهاند . برخى از نظر عدم امكان اجتماع دو جسم در محلّ واحد ممنوع دانستهاند ولى بنابراين بايد ممنوعيت مزبور منحصر به اجتماع مثلين در اجسام شود نه به طور مطلق ؛ برخى ديگر از جمله علامهى طباطبايى در كتاب نهايه ممنوعيت اجتماع مثلين را از جهت محال بودن تكرار يك وجود دانستهاند ؛ يعنى فرض دو مثل از هر جهت ، تناقض است زيرا دو وجود بودن لازمهاش تفاوت ميان آنهاست