آمده ، اثبات اعضاى جسمانى نيست ، بلكه منظور اجزاى روحانى و قواى معنوى است كه با لطافت روح تناسب دارد . « 1 »
دليل تجرد شناخت
1 - يكى از خصوصيات قطعى ماده تغيير است . تعريفهاى مختلفى از ماده كردهاند . معمولًا مىگويند حقيقتى است كه مىتوان حداقل سه بعد اصلى طول و عرض و عمق برايش فرض كرد . شما براى يك جسم كروى كامل نيز مىتوانيد طول و عرض و عمق فرض كنيد . اگر ماده را شامل انرژى هم بدانيم و تبدّل انرژى به همان ماده و بر عكس را از احوال دو قسم ماده بشماريم ، بايد تعريف ديگرى براى ماده در نظر بگيريم « 2 » و يا مفهوم جوهر را ( يعنى ماهيتى كه در وجود خارجيش استقلال دارد ) به منزلهى جنس اعلى و سپس انرژى و سپس ماده را از انواع مترتّبهى جوهر بشماريم . « 3 »
ماده را هرطور كه تعريف كنيم و آن را با انرژى از يك اصل حساب كنيم يا نه ، چيزى كه مسلم است اين است كه ماده تغيّر دارد . يك سيب بر درخت يا يك سنگ يا بدن حيوان يا انسان ، همه در تغييرند . تندى و كندى در تغيير آنها جريان دارد ، يكى زودتر و يكى ديرتر ، ليكن اصل تغيير مسلم است .
ولى مفاهيم ادراكى كلّى ذهن ما و همچنين صور جزئى ادراكى ما هيچگونه تغييرى ندارند . يك مفهوم كلى را كه ساليان پيش فهميده و در
هامش
( 1 ) - / اسفار ، ج 8 ، ص 313
( 2 ) - / منظور ، مادهى فيزيكى ، يعنى جسم است
( 3 ) - / چنانكه علامه طباطبائى رحمه الله در نهاية الحكمة اين طور نظر داده و سپس سفارش به تأمل نموده است