در نظر گرفتن وحى ، تا ديگران نگويند كه وحى را نمىشناسيم - خوب است در اين زمينه هم از اين كتاب مقدس استفاده كنيم . يكى از سورههاى قرآن ، سورهى جمعه است كه دربارهى جامعه صحبت مىكند و وقتى در آيهى دوم اين سوره دربارهى روش اصلاحى جامعههاى گمراه صحبت مىكند ، اين طور بيان مىكند كه حركت تكاملى جامعههاى گمراه بدين ترتيب است كه با حركت ناگهانى فردى الهى ، كه در بطن جامعه زندگى مىكرده است ، بعثت و حركت تكان دهندهاى در جامعه به وجود مىآيد .
روش فرد الهى اين است كه ابتدا تلاوت آيات خدا مىكند و سپس تزكيه مىنمايد و آنگاه تعليم كتاب و حكمت مىكند . آيات ، يعنى نشانهها و علامتها ، تلاوت يعنى به دنبال علامتها و آيات بودن . مصلح الهى وجودات جهان را در ارتباط با خداوند تبيين مىكند . تلاوت با قرائت اين فرق را دارد كه قرائت ، خواندن و شايد همراهى است ، ولى تلاوت به دنبال درآمدن و پيروى كردن است ؛ چه در كلمات و چه در وجودات عينى . تبيين جهان از طريق « آيه » و آنها را نشانهى خدا گرفتن ، مهمترين مسألهى جهانبينى است . با اين مسأله است كه اثبات مىشود شعور و عقلى حاكم بر جهان است و هدفى دارد و برنامهاى براى هدفش دارد و آن برنامه را براى حركت اختيارى انسانها در اختيارشان قرار داده است .
انسانها از هم بيگانه نيستند و با طبيعت و جهان نيز آشنا مىباشند .
شناخت
به هر حال اهميّت مسائل جهانبينى نياز به بحث زيادى ندارد . زيرا بهترين عمل ، عملى است كه از فكرى اصولى برخيزد و فكر اصولى و اساسى حتماً در ارتباط با اولين شناخت از خودمان و جهان مىباشد ، و