تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
مذهبى مىگويد در نظم جهان دقت كن ! نظم بدون شعور و عقل به وجود نمىآيد . شعور حتماً هدفى دارد و هدف برنامه مىخواهد و برنامه را پيامبران آورده‌اند و بايد به آن عمل كرد . كدام يك از اين دو روش درست است : از جهان‌بينى شروع كنيم و يا از تاكتيك ؟ اگر اهميّت علم را دريابيم و هر علمى را به منشأ اوليه‌اش برگردانيم ، بايد حتماً روش اول را انتخاب كنيم . جهان را چگونه تبيين كنيم ؟ ارتباط ما با جهان بر چه اساسى استوار است ؟ هدف از خلقت و حركت جهان منظم چيست ؟ اين‌ها ، و مانند اين‌ها ، مسائلى هستند كه زير بناى فكرى فرد و جامعه را تشكيل مىدهند . قوانين اجتماعى هم بايد در ارتباط با اساس جهان تدوين شوند . در گذشته‌ى تاريخ ايران ، مبلغين بهائيت هم مانند ماديين تبليغ مىكردند . سخن از اين بود كه به بهائيت ظلم كردند ، مردم در فلان نقطه به بهائىها حمله كردند و فلان جا چنين و چنان كردند . در پاسخشان ، سخن يك جمله بود : بر فرض صحت ادعاهاى شما ، حالا چه كنيم ؟ مىگوييد پس بايد اسلام را رها كرد و بهائى شد ؟ به ماديين هم بايد گفت خوب ، به فرض همين باشد ، حالا كه اين نارسهايىها وجود دارد ، بايد اصل اسلام را كنار گذارد و ماركسيست شد ؟ چه ارتباطى ميان اين دليل و آن مدعا مىباشد ؟ البته دو روش مزبور كار دائمى آن دو نوع تفكر نيست . احياناً اين از مسائل روبنائى شروع مىكند و آن از زيربنا ، ولى بيش‌تر اين طور است كه گفتيم . اگر قرآن كريم را لااقل به عنوان يك كتاب عميق هدايت بپذيريم - بدون
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 128 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي