تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

جهان‌بينى ، زيربناست

وقتى با يك نفر ماترياليست ، به‌ويژه اگر ماركسيست هم باشد ، روبرو مىشويم ، به‌زودى متوجه مىشويم كه روش فكرى او ، لااقل در مقام مناظره ، با يك مذهبى تفاوت دارد . يك نفر مذهبى نوعاً از شعور حاكم بر جهان ( خدا ) شروع مىكند و مشيت و علم و اراده و قانون او را ، اصل قرار مىدهد و همه چيز را در ارتباط با آن تفسير مىكند . ولى يك نفر ماترياليست ، نوعاً از مسائل اجتماعى شروع مىكند . به هر حال ، ما از جهان‌بينى آغاز مىكنيم و آن‌ها از برخى از مسائل ايدئولوژيك . در برخوردهايى هم كه آن‌ها با يك نفر ضعيف العقيده‌ى مذهبى دارند ، سخن از انتقاد در قانون مذهب و يا از ضعف تاكتيك‌هاى حكومت‌هاى به نام اسلامى و يا نارسايىهاى جمهورى اسلامى را پيش مىكشند . مذهبى در انديشه‌ى جهان‌بينى است و غير مذهبى در بند تاكتيك . با دقت در همين مطلب مىتوان دريافت كه ماركسيسم يك جريان است ، نه يك مكتب و جهان‌بينى . طرز تفكرى كه همه‌اش با انتقاد شروع مىشود ، جريان است و عصيان . نه مكتب و راه باشد ! مبارزه با عصيان راه ديگرى است كه روانكاو مىداند . غير مذهبى مىگويد نارسايى مذهب را در عمل ببين : اين حكومتش و اين الگوهاى انسانيش . ببين كه در فلان جا استبداد شد و فلان شخصيت سرمايه‌دار است و ادعاى مذهب مىكند .
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى) — صفحة 127 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي