بررسى
يكى از تعليقه نويسان بر « نهاية البيان » نوشته است كه قول به مقدار بقاى وجود بودن زمان سخنى است كه مادر جوان مرده بر آن مىخندد « يضحك بهذا الكلام الثكلي » ؛ چون وجود در مجردات هم هست ؛ آيا مجردات مقدار دارند ؟ !
به نظر مىرسد مقصود از مقدار در قول اين گروه ، روح مقدار و مقصود از زمان ، روح زمان است . مقصود از مقدار ، معنايى گستردهتر از مسأله اندازه و قدر است . چنان كه مرحوم ميرداماد ، دهر را ظرف مجردات مىداند ، با اين كه مجردات نه ظرفند و نه مظروف . پس مقصود از ظرف ، معنايى وسيعتر از معناى مأنوس ذهنى است . درباره خدا نيز مىگويند داراى ظرف سرمدى است ، يعنى بدون زمان و محدوديت است . و يا مقصود آن است كه افعال خدا سرمدى است .
دسته بندى اقوال در باب زمان
ملاصدرا در بحث زمان كتاب اسفار ، « 1 » اقوال حكما در باب زمان را چنين ذكر مىكند :
1 - زمان ، وجود خارجى و حتى وجود ذهنى ندارد . 2 - زمان وجود دارد ولى امر متوهمى در ذهن است . 3 - زمان وجود دارد ولى داراى واقعيت مستقل نيست ؛ بلكه اضافى و نسبى است . 4 - زمان ، وجودى وحدانى مجرد و عقلانى است . 5 - زمان ، جوهرى جسمانى است كه متعلق به جسم خود نيست . نفس فلك اقصى است ، نه آن كه خود
هامش
( 1 ) - ر . ك : اسفار ، ج 3 ، ص 141 به بعد