استعدادى انسان طبيعى است . چنان كه در نظر اهل معرفت ، اصل امكان ، خود نقص و سياهى است .
سيه رويى زممكن در دو عالم * جدا هرگز نشدواللَّه اعلم
پس قذرات استعدادى كه در همهى انسانهاست ، در اهل بيت عليهم السلام به طهارت مبدل شد ، به گونهاى كه ديگر امكان آلودگى نيست . از طرف ديگر ، آنان وصل به صقع ربوبىاند و با اين اتصال ، بالاتر از ممكنات ديگر و باقى به بقاءاللَّه تعالى شدهاند .
محىالدين ، خود در جلد دوم فتوحات مىگويد : ( انسان و هر ممكن الوجودى ، به دليل ممكن بودنشان ، عدم اند و با داشتن عدم ، داراى قذرات و آلودگىاند . عدم چون سلامت وجود يا اصل وجود را مىبرد ، قذر و آلودگى است . پس معناى يطّهركم نه اين است كه اهل بيت عليهم السلام آلوده بودهاند و خدا پاكشان نموده ، بلكه به اين معنى است كه خداوند استعداد آلودگى كه در همهى انسانها است ، از آنها دور نموده است . بعلاوه اين كه از جملهى ليذهب عنكم الرجز ، در اول آيه به خوبى معلوم است كه رجز و پليدى از اهل بيت عليهم السلام كاملًا دور است .
4 - در فتوحات مىنويسد : « ابو هريرة من نقلة علوم الأسرار » ؛ ابو هريره از ناقلان علوم باطنى و اسرارپيامبر صلى الله عليه و آله است . « 1 » واقعاًبىانصافى و كم دقتى تا كجا ؟ ابوهريره جاعل و وضّاع و كذاب كه حتى مترجمان اهل سنت او را مردود دانستهاند ، واسطهى نقل علوم اسرار است ؟
اسرار يعنى حقايق باطنى كه ديگران نمىتوانند داشته باشند .
5 - و نيز مىگويد : ( عمر كان محدثاً ) فرشتگان با عمر حرف
هامش
( 1 ) - فتوحات ، ج 1 ، ص 200