مغرضان و دشمنان و يا اشتباه فكرى و عقيدتى شخص وى باشد . از اين رو ، به چند نكته از افكار وى كه مستند به كتابهايش است اشاره مىكنيم تا طالبان حق و متفكران دينى ، خود به درستى بينديشند و قضاوتى صحيح داشته باشند : 1 - در فتوحات مكيه مىنويسد :
« ابوبكر الصديق كان اعلم الناس « 1 » : ابوبكر از همه مردم اعلم بود ! آيا ابن عربى واقعاً ابوبكر را از سلمان و ابوذر و . . . اعلم مىدانسته ؟ ! با على عليه السلام كه زشت است مقايسه كردن ! )
2 - در مورد عايشه و حفصه ( ازهمسران پيامبر صلى الله عليه و آله ) معتقد است :
آنها علم بسيار گستردهاى به حقايق داشتند . سورهى تحريم كه هشدارى اشت به همسران پيامبر صلى الله عليه و آله تا آن حضرت را آزار نرسانند و گرنه خدا ، جبرئيل ، مؤمنان صالح و فرشتگان خدا به كمك پيامبر صلى الله عليه و آله خواهند آمد ، حاكى از اين است كه عايشه قدرت معنوى عظيمى داشت كه مىتوانست بر عالم مسلط باشد . « 2 » راستى هر كسى كه با توطئه و دسيسه و بدجنسى موجب آزار مؤمنين و شخص پيامبر شود قدرت معنوى عظيمى دارد كه جهان را اداره مىكند ! ! راستى حرف عجيبى است !
3 - دربارهى « راسخون فى العلم » ، به تناسب بحث ، مىگويد : اهل بيت لغزش و گناه دارند ولى گناهشان مغفور است . آيهى « يطهركم تطهيراً » معنايش اين است كه آنان گناه دارند و تطهير مىشوند .
اين سخن ايشان نادرست است ، گرچه تطهير در لغت به اين معناست كه قذراتى هست وازبين مىرود ، اما مقصود از قذرات
هامش
( 1 ) - فتوحات ، مكيه ، ج 1 ، ص 181
( 2 ) - همان ، ج 1 ، ص 180