و نيز آمده است كه بعضى از مردم به صورت خنزير و بعضى به صورت ميمون و بعضى نيز به صورتى كه ميمون و خوك زيباتر از آن هستند ، محشور مىشوند .
واضح است كه تجلى صور باطنى در قيامت ، همان ذات انسانى است . آدمى از ابتدا كه ميمون نيست ولى با حركتهاى عارضى ، به تدريج ذاتش عوض شده و به ميمون مبدل شده است . در دنيا باطن انسان معلوم نيست ، ولى با اعمالى كه انجام مىدهد ، ملكات ذاتش را عوض مىكند .
عامل حركت جوهرى در انسان ؟
در مباحث جبر و اختيار ، نقش اعمال انسان مطرح مىگردد كه آيا همهى اعمال آدمى با اختيار وى انجام مىشود يا نه ؟ عمل ، با اختيار انجام دهندهى آن واقع مىشود ولى اختيار را كسى ديگر عطا كرده است . از آن جا كه اختيار همچون ساير قوا ، ممكن الوجود است ، به واجبى برمىگردد كه حق تعالى باشد . همهى ممكنات مخلوق خدا هستند .
قرآن مىفرمايد : « خلق كلّ شىء » . اعمال انسان كه با اختيار وى است ، در نهايت به خداوند برمىگردد . و در مجازات اعمال ، وجود اختيار آدمى كافى است ؛ گرچه اختيارش از جاى ديگر گرفته شده باشد .
عمل انسان ، اختيارى است اما اختيار وى اختيارى نيست . اگر اختيار ، اختيارى باشد ، تسلسل لازم مىآيد . فلاسفه هم بحثى در اين باره دارند و مىگويند : محال است كه تمام عمل انسان ، از آنِ خودش