حركت جوهرى در مباحث قرآنى و عرفانى
در مطالب پيشين در اثبات حركت جوهرى ، به آياتى از قرآن كريم استشهاد شد . مرحوم صدرالمتألهين در غير از اسفار و اسرار الآيات ، در بعضى از كتب تفسيرى كه به مناسبتهاى مختلف به مسألهى حركت جوهرى اشاره كرده و از آيات قرآنى بهره جسته است . به عنوان مثال ، وى در تفسير سورهى « زلزال » مىگويد :
« در آيهى » « إذا زلزلت الأرض زلزالها » ، زلزال مربوط به خودِ ارض است يعنى ذات ارض ، نه عوارض . بنابراين ، اين حركت در جوهر خواهد بود » . و يا به نظر ما از آيهى شريفهى « يومئذ يصدر الناس اشتاتاً ليروا اعمالهم » ، گروه گروه شدن مردم بر اساس ملكات و ذات آنهاست . طبق بعضى از رواياتى كه در تفسير اين آيه و يا آيات ديگر است ، استفاده مىشود كه : حقايق مردم عوض مىشود .
بعضى از افراد - به خاطر داشتن صفاتى در دنيا - به صورت خنريز ، ميمون و . . . محشور مىشوند . در بعضى از مكاشفات ، صورت باطنى عدهاى به شكل حيوان ديده شده است . اين كه از مكاشفات سخن مىگوييم ، براى اين است كه برهان نداريم . ناگفته نماند كه اگر براى كسى مكاشفه حاصل شود ، همچون رؤيت و ديدار خواهد بود و نقش آن از براهين مهمتر است .
در بعضى از مكاشفات ، حسودان همچون پلنگ مشاهده شدهاند .
در روايت آمده است : « يحشر الناس على نياتهم » ؛ « 1 » مردم بر حسب نيتها و انگيزهها محشور مىشوند .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 74 ، ص 209