تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
را از عبارت اسفار استفاده كرد ، اما واقعيت اين است كه مقصود آنان اين است كه حركت نحوه‌ى وجود است . حركت مانند حدوث است . حدوث امر واقعى خارجى نيست كه داراى ذات ماهوى باشد . آشنايان به منطق و فلسفه در اين نوع موارد مىگويند : « بمنزلة الماهية لا الماهية » . حركت امر واقعى خارجى نيست ؛ بلكه نحوه‌ى وجود خارجى . پس ماهيت نيست و ماهيت هم ندارد و بنابراين تشكيك مذكور جاى ندارد . مرحوم علامه طباطبايى تعليقه‌اى ديگر دارند ( از جمله در جلد سوم صفحه‌ى 87 و به طور فشرده‌تر صفحه‌ى 176 ) كه ما هم در تعليقات بر اسفار سخن استاد را پذيرفتيم . خلاصه‌ى آن چنين است : دليل اين كه گفته‌اند : « الشىء لا يعرض على نفسه » ( شىء بر خودش - منظور طبيعت است - عارض نمىشود ) ، چيست ؟ به نظر مىرسد اين سخن نادرست باشد ؛ چون « كم » بر « كم » عارض مىشود و در اين صورت آن قاعده باطل مىشود . « خط » و « سطح » هم « كم » است ، خط بر سطح عارض مىشود ؛ پس « كم » بر « كم » عارض شد . و در مثال خطِ مستقيم ، استقامت « كيف » و عرض است كه بر خط عارض مىشود ، پس « عرض » بر « عرض » عارض شد . اگر مقصود از « الشىء لا يعرض على نفسه » شخص عارض و معروض باشد ، در اين صورت درجات حركت مختلف است . علاوه بر آن ، حركت در جوهر اين گونه نيست . حركت در جوهر از قبيل عروض نيست تا گفته شود : « الشىء لا يعرض على نفسه » . حركت در ذات جوهر است . اگر حركت اولى در جوهر بود ، حركت بعدى هم در جوهر است . و نيز اين كه گفته شد : « الحركة فى