تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
نوعيه همان نوع نسبت داده مىشود ، و اگر صورت نوعيه نبود نوعيت يك نوع تحقق نمىيافت ، عوارض خاص هر نوعى دليل اين است كه يك صورت جوهرى نوعى داريم كه مبدأ و علت قريب عوارض مزبور است ، چنان كه عوارض مشترك انواع دليل وجود موضوع مشتركى ميان همهء اين انواع ، است . خلاصه اين كه علت نظام جارى در يك نوع همان صورت نوعى آن است و علت صورت نوعى مزبور هم وجود جوهرى است مجرد ، كه صورت مزبور را به مادهء مستعد مىدهد ، و هر ماده‌اى صورتى را كه طبق استعداد خود مىباشد مىپذيرد ، اما اينكه جوهر مجرد مزبور يك عقل عرضى است كه مخصوص يك نوع و مدبّر آن است ، و يا اين كه يك جوهر عقلى از عقول طولى است كه تدبير همه نظام مادى و از جمله نوع را منظور مىكند دليلى قاطع بر يكى از اين دو نداريم . و از جمله دليلها قاعدهء امكان اشرف است ، « 1 » گفته‌اند : وقتى يك ممكن پست تحقق يافت حتما ممكن اشرف هم پيش از آن تحقق مىيابد ، مىدانيم كه انسان مجرد كه بالفعل همهء كمالات انسانى را دارد اشرف از انسان مادى است كه بيشتر كمالاتش بالقوه است . قاعده امكان اشرف در فلسفه ، يك دليل برهانى است و چنين دلالت مىكند كه وقتى انسان مادى اين عالم تحقق يافت مثال عقلى آن نيز كه ربّ النوع انسان است تحقق دارد . . . ولى بايد توجه كرد كه قاعده امكان اشرف شرطى دارد و آن اينكه
هامش
( 1 ) . - صدر المتألهين در اسفار ج 7 ، ص 244 ، و . . اين قاعده را اصلى شريف و برهانى و داراى منافع بسيار مىداند