اين عالم كمالات ممكن خود را بالقوه دارد و سپس با نوعى تدريج و حركت به فعليت مىرسد و چه بسا در اين راه به موانعى برخورد كرده نمىتواند به كمال خود برسد ، يعنى اين جهان جهان تزاحم و تصادم است .
تا زمان ما بسيارى از اجزاء و اوضاع اين جهان ماده و روابط و قوانين حاكم بر آن به وسيله علوم طبيعى و رياضى كشف شده است و شايد آنچه مجهول مانده خيلى بيشتر باشد .
اين جهان با همهء ارتباطات وجودى ميان اجزاءش وحدت داشته ذاتا سيلان و حركت دارد و جوهر و عرضش به تمامه متحركند و در ضمن اين حركت عمومى ، حركات جوهرى خاص نباتى و حيوانى و انسانى نيز وجود دارد كه به نتائج خاص خود مىرسند . هدف از حركت عمومى جهان ماده ، تجرد تام و كامل است كه همهء قوهها در آن منزلگاه به فعليت مىرسند . تاقوهاى باقى است حركت هم ادامه دارد .
نظر به اينكه اين جهان جوهراً و ذاتا متحرك و سيال است ، ذاتش عين تجدد و تغير است . و بدين جهت است كه مىتواند به موجود ثابتى ارتباط يابد ، يعنى علت ثابت ( خدا و مجردات ) يك شىء را كه ذاتا تجدد و متحرك است ايجاد كرده ، نه اينكه يك شىء را تجدد و تغير بخشيده تا بگوييم تغير چگونه به ثبات پيوند دارد و ثابت چگونه منشاء متغير مىگردد ، بلكه ، ثابتى ثابتى ديگر را ايجاد كرده ، چيزى كه چون تغير عين ذات اوست بر تغيرش ثبات دارد .
و بدين جا بحثمان را پايان مىدهيم .
هفتم رجب 1390 جوار حضرت ثامن الائمه على بن موسى الرضا عليه آلاف التحيه و الثناء .
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 283
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٨٣