فصل سيزدهم : « عالم مثال يا برزخ »
عالم مثال كه چون واسطه ميان عقل مجرد و جوهر مادى است برزخ ناميده مىشود و چون صور جزئى مستقل است خيال منفصل ناميده مىشود ، بر خلاف خيال متصل كه در ذهن حيوان و انسان است . . ، مرتبهاى از وجود است كه ماده ندارد ليكن آثار مادهّ را دارا است ، عالم مزبور صورتهاى جوهرى جزئى است كه از آخرين عقول طولى - طبق عقيدهء فلاسفه مشاء - يا از عقول عرضى ( طبق عقيده اشراقيون ) تحقق مىيابند ، صور مزبور مثالى ، طبق كثرت جهات مثالى ، عقل ايجاد كننده شان ، زياد هستند . صور مزبور مثالى براى ديگران با هيئتهاى گوناگونى ظاهر مىشوند بدون اين كه اختلاف هيئت مزبور ضرر به وحدت شخصىشان وارد سازد ( تجلى و ظهور ، متفاوت است ) .
فصل چهاردهم : « جهان ماده »
يعنى همين عالم ظاهر كه نازلترين مراتب هستى است . تفاوت روشن اين عالم با عوالم ديگر اين است كه صور موجود در اين عالم تعلق به ماده دارند و به قوه و استعداد مربوطند ، هر يك از موجودات