تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
اين گفتيم - كه با تغيير معلوم تغيير نمىكند . در حقيقت ، علم خداوند علم عنائى است كه حصول ذهنى آن مستلزم حصول عينى خارجى است » . بيشتر متكلمين هم اين عقيده را پذيرفته‌اند ، و فقط گفته‌اند علم كلى نداريم ، ليكن اصل مطلب را پذيرفته و اصرار دارند كه علم خداوند پيش از ايجاد اشياء ، حصولى است ، و پيش از وجود اشياء و پس از آن هيچ فرقى نمىكند . . . » . اين هم همان اشكال را دارد ، يعنى در ذات خداوند علم نيست ، علم ، قائم به خداوند است ، به علاوه اينكه علم حصولى براى يك موجود مجرد در ذات و فعل ، معنائى ندارد ، پيش از اين هم در مباحث علم و معلوم گفتيم كه موجود مجرد ذاتى و فعلى ، علم حصولى نمىتواند داشته باشد ، زيرا قوه نداشته هر چه دارد بالفعل است . به علاوه اين كه چطور وجود ذهنى بدون يك وجود عينى كه مقياس آن باشد داريم ، وجود ذهنى پيش از وجود عينى خارج وجود ذهنى يعنى يك وجود حكائى و آئينه ! لازمه اين مطلب آنها اين است كه وجود ذهنى نشود ، بلكه يك وجود عينى ديگرى براى آن موجود خارجى بشود ، پيش از وجود خاص خودش ، و در عين حال جداى از خداوند . و اين بالاخره به اعتقاد چهارم بر مىگردد .

فصل ششم : « قدرت واجبى »

پيش ازاين گفتيم كه قدرت عبارت از اين است كه يك چيز آگاهانه منشاء عملى بشود . و بديهى است كه تنها چيزى كه مبدأ همهء موجودات امكانى است ، ذات بارى تعالى است . اساسا غير از وجود
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 268 | السيد محمد حسين الطهراني