تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
به مادهء خارجى ، فرد حاضر به وجود مىآيد . اين گونه علم را علم احساسى مىنامند . و همين طور علم به يك انسان خاص در ذهن و بدون اتصال حسىّ به مادهء خارجى آن كه علم خيالى ناميده مىشود . البته اينكه اين دو را علمى جزئى حساب كرده ممتنع التطبيق بر افراد زياد شمرده‌اند به اين جهت است كه ابزار و ادوات احساس در علم احساسى پيوند به معلوم خارجى دارد . علم خيالى هم چون متوقف بر علم احساسى است و علم احساسى همانطور كه گفتيم پيوند به مادهء خارجى دارد جزئى است و كليت ندارد ، و گرنه علم و صورت ذهنى هيچ گاه از تطبيق بر افراد زياد امتناع ندارد . جزئيت يك صورت ذهنى فقط با پيوند احساسى به خارج است كه يك ماده خاص و جزئى است . « تجرد علم » نه تنها علم كلى بلكه اين دو قسم علم جزئى - حسّى و خيالى - هم مجرد از ماده مىباشند چون همانطور كه قبلا گفتيم صورتهاى علمى به هر حال فعليت داشته فاقد قوه بوده و بنابراين تغييرپذير نمىباشند . از جهت ديگر ، صورتهاى علمى ذهنى ، همانطور كه اشاره كرديم ، هر جور كه باشند از صدق بر افراد زياد امتناعى ندارند ولى هر امر مادى ، شخصى بوده و بر بيش از يك شخص تطبيق نمىشود . دليل ديگر : اگر صورت حسىّ و يا خيالى ، مادى بوده به نوعى در ياخته‌هاى بدنى نقش بسته باشد ، بايد به تبع تقسيم مكان خود ، تقسيم شود و حتما زمان و مكان خاصى داشته باشد . ليكن مىبينيم كه علم قابل تقسيم نيست و مورد تعلق اشاره خارجى قرار نمىگيرد و مقيد به زمان نيز نمىباشد . چون كه مىتوانيم به خوبى صورتى را كه در زمان