تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
منشأ آثار خارجى هستند . اين قسم علم را علم حصولى مىنامند . يك نوع علم هم داريم مانند علم به خودمان ، به ذاتمان ، كه با كلمهء من به آن ذات اشاره مىكنيم و هيچ گاه از آن ذات ، غافل نمىشويم ، در خواب يا بيدارى و يا هر حال ديگرى . اين علم به ذات خود ، غير از حضور مفهومى ماهيت ما در ذهن به طور علم حصولى است . زيرا مفهوم ذهنى هرطور كه فرض شود از صدق بر افراد متعدد امتناعى ندارد ، تشخص يك مفهوم فقط با وجود خارجى است ، با اينكه آنچه را در خود مىيابيم و با كلمهء « من » به آن اشاره مىكنيم ، چيزى شخصى است كه به هيچ وجه شركت نمىپذيرد ، و گفتيم كه تشخص كار وجود است ، و از اين جا معلوم مىشود كه علم به ذاتمان ، با حضور ذاتمان با همان وجود خارجىاش مىباشد كه ملاك شخصيت و ترتيب آثار هم همان وجود خارجى است . به هر حال اين قسم علم را علم حضورى مىگويند . تقسيم علم به اين دو قسم يك تقسيم منحصر كننده‌اى است كه قسم سومى نمىتواند داشته باشد . به هر جهت حصول يك معلوم براى عالم يا با ماهيت آن است و يا با وجود آن . سومى هم ندارد . اولى حصولى است و دومى حضورى . حالا به اين نكته توجه كنيم كه حصول علم براى ما ، معنايش حصول معلوم براى ماست . زيرا علم عين معلوم بالذات ( نفس ذات در علم حضورى و صورت ذهنى در علم حصولى ) است . چون علم چيزى جز حصول معلوم براى مانيست ، و پيدا است كه حصول و حضور يك شىء جز وجود آن نخواهد بود ، و وجود آن هم خود آن مىباشد . همچنين حصول معلوم براى عالم معنائى جز اتحاد عالم با