تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨

فصل پنجم : « غيريّت و تقابل »

سابقا گفتيم كه يكى از عوارض كثرت ، غيريّت است . غيرّيت به ذاتى و غير ذاتى تقسيم مىشود . غيريت ذاتى آن است كه مغايرت ميان يك چيز با چيز ديگر بالذات باشد مثل مغايرت وجود و عدم . اين را تقابل مىگويند . غيريّت غير ذاتى آن است كه مغايرت ميان آن دو به خاطر چيزهاى ديگر باشد نه بالذات مثل جدائى شيرينى از سياهى در شكر و ذغال ، و گرنه ممكن است يك جا هم جمع شوند و شيرينى سياهى درست شود . اين را تخالف مىگويند . غيريّت ذاتى كه همان تقابل است اين طور تعريف شده است : امتناع اجتماع دو چيز در يك محل و يك زمان در جهت واحد . آنگاه گفته‌اند : چنين تغايرى چهار قسم است ، زيرا متقابلان يا هر دو وجودى هستند و يا نه ، و در صورت اول يا هر دو آنها در مقايسهء با ديگرى مفهوم مىشوند ، در اين صورت متضايفان هستند و تقابلشان را تقابل تضايف مىگويند مثل بالائى و پستى و يا اين طور نبوده مستقلا مفهوم مىشوند مثل سياهى و سفيدى و در اين صورت متضادان هستند و تقابلشان را تقابل تضاد مىگويند و اگر هر دو وجودى نيستند مسلما يكى از آن دو وجودى است و ديگرى عدمى ، زيرا اگر هر دو عدمى باشند كه تقابلى با هم ندارند . اعدام با يكديگر دعوا و نزاع و تقابلى ندارند . وقتى يك وجودى و ديگرى عدمى بود اگر موضوعى كه