1 - فاعل بالطبع : فاعلى كه علم و آگاهى به فعل خود ندارد و فعلش با طبعش مناسب و ملائم است ، مثل نفس در مرتبهء قواى بدنى كه در آن مرتبه ، اعمال خود را بالطبع انجام مىدهد . همچون عمل نفس در دستگاه گوارش و تنفس و . . .
2 - فاعل بالقسر : فاعلى كه علم و آگاهى به فعل خود ندارد و عملش هم بالطبعش ملائم نيست مثل نفس در مرتبه قواى بدنى مزبور بر خلاف طبيعت ، مثل هنگام بيمارى كه افعال قواى نفس ، تحت تاثير عوامل قسرى و فشار خارجى از مجراى صحت خود منحرف مىشوند .
3 - فاعل بالجبر : فاعلى كه علم به فعلش دارد ليكن فعلش تحت تاثير ارادهاش نيست چون انسانى كه بر كارى خلاف ارداهاش اكراه شود .
4 - فاعل بالرضا : فاعلى كه اراده به فعلش دارد ، و علم و آگاهى تفصيلى به فعلش چيزى جز خود فعلش نيست ، و پيش از عمل جز يك آگاهى و علم اجمالى به عمل از طريق علم به ذاتش ، آگاهى ديگرى ندارد . مانند انسان در ايجاد صورتهاى جزئى ذهن ( صور خيالى ) . انسان پيش از ايجاد صورتهاى مزبور يك علم قبلى به آنها ندارد كه پيش از آن صورتها ، صورتهاى مشابه ديگرى در كار باشند و آنها هم با صورتهاى مشابه ديگرى و همين طور تا بى نهايت . نه ، اين طور نيست . علم به آن صور ، خود صور مزبور است نه صور ديگر علمى پيش از آنها . البته چون نفس انسانى به خودش علم دارد ، بطور علم حضورى ، به طور اجمال به همهء معلولهاى نفس ( و از جمله صور مزبور ) هم يك آگاهى اجمالى دارد ، ولى اين غير از علم تفصيلى به خود صور خاص مىباشد . اشراقيون معتقدند فاعليت خداوند نسبت
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 154
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٥٤