فصل پنجم : « بطلان دور و تسلسل علل »
دور يعنى توقف وجود يك شىء بر چيزى كه وجود آن نيز خود متوقف بر شىء اول است ، حالا فرق نمىكند توقف مزبور بدون واسطه باشد كه دور « مصرّح » ناميده مىشود يا با واسطه باشد كه دور « مضمر » ناميده مىشود . به هر حال دور ، باطل و محال است زيرا كه مستلزم اين است كه يك چيز بر خودش تقدم وجودى داشته باشد ، چون علت ( متوقف عليه ) بر معلول ( متوقف ) حتما بايد تقدم داشته باشد .
تسلسل يعنى ترتب و توقف پياپى علتها بدون نهايت . تسلسل هم باطل است و دليلهاى زيادى به بطلان آن ذكر كردهاند ، از محكمترين دليلهاى بطلان تسلسل دليلى است كه ابن سينا در قسمت الهيات از كتاب بزرگ شفا آورده است .
خلاصه دليل مزبور اين است كه : اگر يك معلول را با علتش و علت علتش فرض كنيم مىبينيم كه هر يك از اين سه حكمى حتمى و ضرورى مناسب و خاص خود دارند . معلول فقط معلول است ، علتش هم علت ما بعد ( يعنى معلول مفروض ) و معلول ما قبل ( يعنى علت علت ) مىباشد . علت علت هم فقط علت است و معلول نيست . معلول يك طرف اين سلسله كوتاه است و علت علت هم طرف ديگر آن و آنچه علت و معلول هر دو است وسط دو طرف مزبور است .
حالا اگر اين سلسله كوتاه را چهار تا فرض كنيم حكمش همان