ولى اعتراض مزبور با اين توضيح حل مىشود : در مرحلهء قوه و فعل خواهيم گفت كه تبدل صور در حقائق مادى به طور كون و فساد نيست كه صورتى به كلى تباه شود و صورتى ديگر به جاى آن بنشيند بلكه صورتهاى مزبور چهرههاى يك وجود سيّال متحرك هستند .
حقيقت مادى در وجود واحد سيّال خويش حركت مىكند و صورتهاى مزبور حدود حركت جوهرى و حقيقى وجود مزبور مىباشند . صور مزبور موجود واحد و خاصى هستند با اتصال واحد ، هر چند يك نوع ابهام داشته وحدتشان با ابهام مزبور همراه است ، ابهامى متناسب با ابهام خود ماده كه قوهء محض است . و بنابراين ، اينكه مىگوييم : صورت متبادل يك واحد عمومى است كه شريك علت است به اعتبار كثرتى است كه با امكان تقسيم ، پيدا مىكند و گرنه به حسب دقت همهء كثرتها و تقسيمها چهرههاى يك واحد خاص هستند .
- دقت كنيد - .
فصل هشتم : « اثبات نفس و عقل »
نفس و عقل وجود دارند : نفس يعنى حقيقتى جوهرى كه ذاتا مجرد از ماده است ليكن در مقام عمل تعلق به ماده دارد . دليل وجود نفس اين است كه ما در خودمان علم و ادراك مىيابيم ، و خصوصيت علم اين است كه « 1 » مجرد از ماده است ، و با همان وضع تجرد براى شخص عالم موجود است و نزد او حضور دارد . و اگر عالم دور از ماده و قوه
هامش
( 1 ) . - در دفتر دوم فلسفه بقلم اينجانب تجرد علم به خوبى توضيح داده شده است