« نكتهء پايانى » :
در پايان بحث از مقوله جوهر بايد به اين نكته توجه داشت كه يكى از خواص جوهر اين است كه تضاد ، در آن راه ندارد ، زيرا يكى از شرائط تضاد اين است كه بايد موضوعى در كار باشد كه دو ضد بر آن ورود كند و مىدانيم كه جوهر ، موضوع ندارد ، و خود استقلال دارد .
فصل نهم : « مقوله كمّ و خواص و تقسيمات آن »
كم عرضى است كه ذاتا تقسيم و همى را مىپذيرد - البته تقسيم وهمى ، و اما تقسيم خارجى هر چند در كم جريان دارد ليكن ذاتا و مستقيم نبوده با وساطت مادهء جسم است . از طرفى با تجزيه و تقسيم خارجى ، كم هم بتبع جسم تجزيه شده جسم كه ذرّه ذرّه شد كم و مقدار آن هم همينطور و بدينوسيله به سوى فنا و عدم پيش مىرود .
كم را بالذات به متصل و منفصل تقسيم كردهاند : كم متصل ، كمى است كه بتوان در آن اجزائى فرض كرد كه ميانشان حد مشتركى باشد .
حد مشترك آن است كه اگر بخواهيم آن را ابتداء يكى از دو جزء حساب كنيم امكان دارد همان كه ابتداء جزء ديگر هم حساب شود ، و اگر انتهاء يكى حسابش كنيم مىتوانيم انتهاء ديگرى هم حسابش كنيم ، يعنى لزوم ندارد كه ابتداء يا انتهاء يك طرف مخصوص اعتبار شود . مانند نقطه كه حد مشترك دو جزء يك خط محسوب مىشود ، و خط كه حد مشترك دو جزء يك سطح حساب مىشود ، و سطح در قياس با دو جزء جسم تعليمى ( مقدار شكل هندسى جسم ) . و لحظه در قياس با دو جزء زمان هم همين طور .