ولى كم منفصل بر خلاف اين است يعنى حد مشتركى ندارد مثل اعداد ، مثلا مفهوم عدد پنج را ببينيد ، اگر بخواهيم اجزائى برايش فرض كنيم بايد مثلا به دو جزء 3 و 2 تقسيمش كنيم ، آن وقت حد مشتركشان كجاست ؟ ! آنهادو مفهوم مستقل هستند . اگر حد مشترك ميان آن دو باشد بايد يكى از آنها را جدا كرده به عنوان مرز مشترك حساب كنيم ، آن وقت عدد پنج مىشود چهار . و اگر يكى از خارج بياوريم و به عنوان مرز مشترك اضافه كنيم چون بايد مشترك ميان اجزاء باشد بايد به كلى از آنها جدا نبوده جزوى از آنها حساب شود ، آن وقت عدد پنج مىشود شش . بنابراين مفاهيم عددى كه مفاهيم مستقلى هستند حد مشترك ندارند و كم منفصل مىباشند .
كم منفصل عبارت از مفاهيم عددى است كه از تكرار « يك » به دست مىآيند . هر چند « يك » خودش عدد نمىباشد ، زيرا كه تعريف كم بر آن منطبق نمىباشد . مفهوم يك قابل قسمت نيست . واحد ، اصل همه چيز است و خود تقسيم مىشود . اين را هم بگوييم كه مراتب اعداد چون خواص مختلفى دارند ، به نظر دانشمندان اهل فنّ اعداد ، انواع مستقلى بوده هر مرتبهاى يك مفهوم جداگانه مىباشد .
كم متصل به قارّ و غير قارّ تقسيم مىشود . كم متصل قارّ ( ثابت ) آن است كه همهء اجزاء آن با هم جمع شوند مثل خط و سطح كه همهء اجزائشان با هم موجودند ولى كم متصل غير قار و آن است كه اجزائش با هم موجود نباشند مانند زمان كه هر جزء آن پس از فناء جزء قبلى و پيش از آمدن جزء بعدى تحقق دارد .
كم متصل قار هم به نوبهء خود سه قسم است : جسم تعليمى كه مقدار جارى در جهات سه گانه جسم طبيعى است كه در هر سه جهت قابل
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٦