حوزهء اختيارات او خارج شوند موجب سستى او خواهد گشت .
3 - بايد در اين قسمت مطلبى حساسّتر اضافه كنم و آن اينكه اگر سر رسيد دوران بردگى را صرف اظهار اسلام - و يا اظهار هر مكتبى ديگر . . . چون بحث ما فعلا به عنوان يك بحث نظرى منهاى ديد خاص مذهبى است و مىخواهيم ببنيم از نظر يك بحث آزاد ما خود چه مىفهميم - بدانيم در طول دوران حكومت مكتب ممكن است بردهداران و رؤساء حكومت روى علاقهء به مال دنيا و ثروت به هر وسيلهء ممكن از اسلام افراد جلوگيرى كنند ؟
از اسلام آوردن آنها جلوگيرى كنند كه از دستشان بيرون نرود و مال خود را نگهدارند و اتفّاقا دربارهء « جزيه » اين جريان در زمان حكومت بنى مروان به وجود آمد ؟
مردم برخى ولايات مىنوشتند ما مسلمانيم ولى حكومت مركزى نمىپذيرفت تا قرارداد سنگين جزيه خود را نقض نكند ! !
و فعلا نمىخواهم در خوصيات جزيه و اينكه چگونه بايد جلوى اين روش را گرفت صحبت كنم .
4 - و از طرفى وقتى برده بداند به صرف اظهار اسلام آزاد مىشود مزّورانه اظهار اسلام مىكند و كسى هم نمىداند كه دل و قلب او چگونه است .
مخصوصا اگر فرد دشمن يك نيروحى روحى قوى و خاصّى داشته
نگاهى به بردگى (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٩٩