دلدارى مىدهد كه صبر كن آزاد مىشود به محيط خود برمىگردى . .
و اين خود كاملا در جهت مقابل هدف حكومت مركزى يعنى پرورش افكار افراد دشمن قرار دارد .
از نظر مباحث روانى روشن است كه رهائى قطعى از مشكلات حتّى در آيندهء نامعلوم هم ، روحيّهء افراد را تقويت مىكند ، بلكه اميد رهائى نيز آنها را نگهدارى مىكند و بر افكار خود ثابت قدم مىدارد .
و اين يكى از فوائد « انتظار فرج » و گوش به صداى قيام و آزادى بودن شيعه است كه دربارهء امام غائب و پيشواى دوازدهم اسلام پس از پيامبر اكرم ( ص ) اعتقاد داريم .
2 - به علاوه آزادى خود به خود اسير و بدون اراده و خواسست فرد جنگجو يك نوع اكراهى در دل افراد مجاهد به وجود مىآورد همانطور كه پيش از اين گفتم : نمىتوان از همهء افراد انتظار داشت كه جان خود را تنها به اميد قيامت و بدون هيچگونه تشويق مادّى در راه مكتب فدا كنند پيامبر اسلام هم افراد خود را مورد تشويقهاى عنوانى و مادّى قرار مىداد و گفتيد كه اين نقص مكتب است كه تنها عدّه معيّنى كه در سطح بسيار بلند ايمان هستند بتوانند عمل كنند نه همه كس . . . و به اين حساب همانطور كه اگر فرد مجاهد هيچگونه حقوقى نداشته باشد سست خواهد شد ، اگر حقوق او پس از مدّتى معيّن و يا بدون مدّت بلكه به صرف تلفّظ به اسلام خود به خود از ملك او و
نگاهى به بردگى (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٩٨