عملا هم كمتر چنين تغيير جهت فكرى براى اينگونه زندانيان پيدا شده است و حتّى در زندانيان داخلى حكومتها كه از مخالفين داخلى تشكيل مىشوند اين تغيير تفكّر كمتر به وسيلهء مأمورين دست داده است . آرى مىشود كه از شدّت عمل مأمورين به فكر بىنتيجه بودن درگيرى و مخالفت خود بيفتند . ليكن اين غير از تغيير طرز تفكر است .
تغيير جهت فكر به وسيلهء مأمورين هرچند استاد باشند ، ايجاد نمىشود . تا كنون اين گونه استادان علمى مأمور كمتر توانستهاند اثر فكرى بگذارند . البته زندان براى زندانيان دور از اجتماع بيرون در ساعاتى كه سايهء مأمورين حكومت را دور ببينند محيط انس كوچكى است كه مىتوانند در صورت اجازه - دورهم گرد آيند و نظريات يكديگر را بررسى نموده تحت تأثير مكتبهاى مختلف قرار گيرند و دور از سر و صداى اجتماع هركدام از مكتب دلخواه خود تبليغ كنند ولى اين هم نه به اين مقدار كه در اجتماع آزاد بيرون صورت مىگيرد .
و به هر حال اين روش - زندان - خاصيّت ترتبيت چشمگير افراد دشمن را ندارد . به علاوه كه مستلزم مخارج زيادى براى حكومت مركزى است تا آنها را از هر نظر اداره كند .
درست است كه اين بودجه را از ملّت مىگيرد و اگر اين اسيران را به دست افراد ملّت هم بسپارند آنها بايد متحمل اين مخارج بشوند ، ولى افراد با اطّلاع مىدانند كه از نظر عامل محبّت ميان دولت و ملّت
نگاهى به بردگى (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٩٥