ميدان جنگ اين حسن را دربردارد كه موجب شدّت عمل بيشتر آنها شده به پيروزى نزديكتر است .
و به همين جهت در اسلام درآمد اساسى جنگجويان ، بيشتر از همان غنائم جنگى و فرآوردههاى خصوصى افراد است ، « 1 » كسى كه فردى از دشمن را بكشد لباس و اسلحه و مركب مقتول ، از آن اوست ، آنكه بيشتر زحمت بكشد حقوق بيشترى به عنوان تشويق مىگيرد ، بردهاى از دشمن به غنيمت مىبرد .
منظور اينكه برده گرفتن دشمن يكى از منابع مالى جنگجويان بوده فكر داشتن يك بردهء هميشگى و حتّى نسل او مشوق بزرگى براى اوست .
البته اين مطلب يك قسمتهاى منفى دارد كه بايد جلوگيرى شود .
ممكن است فكر اينكه تنها حقوق و درآمد جنگجو در ميدان جنگ است او را به جنايت و كارهاى غير انسانى وادار و براى به دست آوردن مال بيشتر هدف - اسلام آوردن افراد - را زير پا بگذارد چنان كه خالد بن وليد كه اجتماع آن روز به پيروى از راويان حديث - اهل تسنّن - او را « شمشير خدا » لقب مىدادند روى تعصّبات قبيلگى و قومى و يا
هامش
( 1 ) - در زمان ما هم اگر جنگى جلو بيايد و غنائم به چنگ آمد مسلّم است كه براى پيشبرد قدرت و يا جبران خسارات گذشته در درجهء اوّل از همانها استفاده مىشود و سخن از بردگى است كه متفرعات جنگ است ، در هر زمانى .