چنان كه در بسيارى مباحث علمى نيز همچون وضع روز نبوده است مثلا يك نفر شاگرد امام صادق ( ع ) پيشواى ششم اسلام مىتوانست هم تحصيل كند و هم به كسب و كارى بپردازد ، محمّد بن مسلم دانشمند بزرگ و شاگرد امام صادق ( ع ) با اينكه چشم سالم ندارد آرد فروشى مىكند و درس مىخواند ، على بن اسباط پارچهفروشى مىكند و درس مىخواند ، عبد اللّه بن محمّد اسدى خرّازى مىكند و درس مىخواند ، عبد الرّحمن بن حجاّج فروشگاه مهمّ بزاّزى دارد و درس مىخواند . . . « 1 »
ولى تكامل روزافزون علم « فقه » اين امكان را سلب كرده است و حتّى از علوم ديگر سختتر شده است ، و فى المثل چون دورهء تحصيلات رشتههاى ديگر از « علوم » و « حقوق » « ادبى » و . . . محدود است ، اگر وضع دانشكدهها اجازه بدهد ممكن است يك جوان در روز چند ساعتى كار بكند و به تحصيل خود هم ادامه دهد . تحصيلات آزاد ادبياّت و تفسير و فلسفه هم تا حدودى چنين اجازه را مىدهد ، ولى حقوق اسلامى « فقه » با وضع غير محدود امروز ، خصوصا كه بايد همراه اطّلاعات عمومى نسبتا زيادى از رشتههاى ديگر باشد اين امكان را نمىدهد .
حالا كارى به اين ندارم كه اين وسعت علمى تا چه اندازه به نفع بوده
هامش
( 1 ) - كتابهاى رجال .