تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگاهى به بردگى (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
خود بماند - البته همانطور كه اشاره كردم لغت كوتاه است و گرنه او برده است و نه اين ارباب - و از طرفى بايد گفت : به فرض چنين موردى پيش آيد ولى چه بايد كرد ، بالأخره يا بايد الزام باشد و يا اخلاق و گفتيم كه بيرون رفتن برده از تحت قدرت فرد و آزادى قهرى او يكنوع كراهت در ميان پيروان مكتب بوجود مىآورد ، واساسا الزام در محدود نمود مالكّيت مشروع « 1 » حتّى در مورد غير برده نيز يك نوع كراهت باطنى و ناراحتى روحى به وجود مىآورد . مردم احساس فشار بى جا مىكنند و همين احساسها موجب جدايى مردم از حكومت مىشود . چنان كه از نظر ديد حقوقى بايد گفت : وجهى ندارد كه جلو نيروى فعاّلهء شخص گرفته شود و كنترل گردد . اگر شخص كند و ثمره‌اش را ديگرى بگيرد موجب سستى در كار خواهد بود ، ولى اگر يك نوع وجدان اخلاقى در اجتماع پيدا شود كه خود و ديگرى نشناسد يا چندان فاصله نداشته باشد نيروى فعّاله‌اش سستى نمىگيرد آن وقت كار مىكند و با رضايت خاطر به اجتماع مىدهد . و در اين بحث ، شخص مجاهد زحمت كشيده و جهاد كرده معنى ندارد كه بهرهء جهادش بدون خواست او از دستش بيرون رود . س : اين طفل وقتى بزرگ شود آيا به فكر انتقام از اسلام نمىافتد ؟ !
هامش
( 1 ) - منظور نفى مالكيتهائى است از راههاى غير قانونى يا در شرائط غير قانونى به دست مىآيد .