س : به طور كلّى بايد اسلام را طرفدار بردگى دانست يا مخالف ؟
ج : كدام بردگى ؟ بردگى مربوط به رنگ سياه و سفيد ؟ كم استعداد و با استعداد ؟ عرب و عجم ؟ و . . .
اسلام با اينها مخالف است و شديدا مبارزه كرده و موفّق هم شده است .
ولى بردگى حاصل از جنگ ، از مخالفت دشمن با مكتب انقلابى اسلام ، با اين موافق است چنان كه عقل هم موافق است ، دشمنى را كه مىكشيم و او هم اگر مىتوانست ما را مىكشت ، چرا زندانى كردنش صحيح نباشد ؟ چرا نگهدارى در بيرون زندان تا پرورش يافته با مكتب موافق شود صحيح نباشد ؟ و ميان اين دو مسلما دومى بهتر است .
و اينكه آزادى برده را به طور كلّى در مدّت معيّنى الزامى نمىكند همانطور كه گفتم براى اين است كه آنها پرورش يابند و نيز فكر اينكه موقّت است ، چيزى نيست ، به وطن خود برمىگرديم . . . اين افكار دشمن را تقويت نكند و او را بر سر رژيم خود ثابت ندارد ، براى اين منظور چارهاى جز اين نيست كه محدود نسازيم ، و نيز تا بر خلاف تمايلى قلبى جنگجويان ( كه به حسب رژيم آن زمان همهء مسلمانان بودند ) اسراى جنگى كه بازياب جهادشان بود از تحت اختيارشان خارج نشود .
س : اسلام مىتوانست در دوران حكومت ممتد و طولانى خود بردگان را آزاد كند خصوصا در حكومتهاى حقّى مانند ، على عليه
نگاهى به بردگى (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٣٨