جواهر اين بيان را قبول مىكند « 1 » مرحوم آقاى خوئى نيز اذن صاحب خانه را يك عمل حساب كرده و مصداق جعاله گرفتهاند .
ولى اين توجيه گرچه در مثال خانه درست است زيرا با اذن خود چيزى به مستأجر مىرساند ، در مورد بحث ما صحيح نيست ، زيرا اذن در مسدود كردن پول صاحب پول معنايش اين است كه صاحب پول متعهد مىشود كه از مال خود استفاده نكند . و اين چيزى نيست كه به بانك مركزى بدهد ، گرچه بانك از اين اذن استفاده مىكند ليكن بطور غير مستقيم است نه مستقيم . بنابراين عوض حساب نمىشود كه در يك معامله معاوضهاى مورد توجه قرار گيرد . عيناً مثل اينكه شما به شخصى بگوييد : من نهار منزلم را نمىخورم و در برابر شما فلان مقدار پول به من بدهيد ! يا بگويد :
من سوار ماشينم نمىشوم شما اينقدر به من بدهيد .
مثال ديگرى كه برخى از فقهاء از جمله مرحوم بحرالعلوم صاحب بلغة الفقيه از باب جعاله گرفتهاند اين است كه اگر كسى به ديگرى بگويد :
كالايت را در دريا بينداز ؛ بعهدهى من » با اين توضيح
هامش
( 1 ) - جلد 27 ، جواهر ، صفحه 235 .