تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
نيست . اساساً خود كلمهء عفو دليل اين است كه اقتضاء تعميم و توسعه بوده است و گرنه گذشت و عفو معنى نداشت . و همين نكته ( رعايت نياز جامعه ) در نصوص مذهبى ذكر شده است خداوند براى فقرا در اموال ثروتمندان مقدارى واجب كرده است كه آنها را آسايش مىدهد و اگر خداوند مىدانست كه اين مقدار كفاف نمىدهد ، بيشتر مقرّر مىفرمود ، اين فقرا را كه مشاهده مىكنى از قانون خداوند صدمه نديده‌اند ، از اين جهت گرفتارند كه ثروتمندان حقّشان را نمىدهند و اگر مردم حقوقشان را مىپرداختند ، همگى به خوبى زندگى مىكردند . « 1 » اگر مردم زكات مالشان را پرداخت كنند ، حتّى يك نفر مسلمان فقير و محتاجى نخواهد ماند ، اين فقر و احتياج و گرسنگى و برهنگى مردم از گناه ثروتمندان است . « 2 » خداوند براى فقرا در اموال ثروتمندان مقدارى قرار داده كه كفايتشان مىكند و اگر كفايت نمىكرد بيشتر قرار مىداد . « 3 » به همين جهت در روايات روى قانون زكات خيلى پافشارى
هامش
( 1 ) - 10 / 9 و 6 و 2 زكات وسائل ج 6 . ( 2 ) - 10 / 9 و 6 و 2 زكات وسائل ج 6 . ( 3 ) - 10 / 9 و 6 و 2 زكات وسائل ج 6 .
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 228 | الشيخ محمد علي الگرامي القمي