تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
عراق ( كه به قهر ارتش اسلام فتح شده ) يا غير آن . موات عارضى بر دو قسم است 1 - آنكه اهلش از ميان رفته و در اثر مرور زمان بدون مالك مانده است . 2 - مالكى دارد ليكن معلوم نيست و به اصطلاح مجهول المالك است . قسم اوّل در حكم موات بالأصل بوده و هر كسى مىتواند آن را احياء نموده مالك شود و به اين حساب مىتوان اراضى خرابى را كه آثار نهر و مرز بندى و غيره در آن ديده مىشود ، ليكن مالكى ندارد ، آباد كرده ، تصرّف نمود و احتياجى به اجازهء حاكم شرع هم ندارد . ولى در قسم دوّم بايد احتياطاً از حاكم شرع تحصيل اجازه نمود ، چنان كه احتياطاً بايد تفحّص نمود بلكه صاحبش پيدا شود وقتى از پيدا شدن صاحبش مأيوس شدند ، زمين را از حاكم شرع مىخرند و پول آن را حاكم شرع به مصرف فقرا مىرساند و يا از حاكم كسب اجازه مىكنند وا جرتش را به فقرا مىدهند . « 1 » احياء در صورتى موجب ملك مىشود « 2 » كه قبلًا ديگرى حصار
هامش
( 1 ) - تحرير الوسيلة ج 2 ص 195 . ( 2 ) - ظاهر روايات و نصوص كتاب « احيا » موات اين است كه احياء وسيلهءملكيت است ، در همهء روايات باب دو تعبير آمده است : فهى له ( زمين مال اوست ،