تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
حصار كننده را مجبور كند كه يا زمين را آباد كند و يا رها كند تا ديگرى آباد نمايد مگر اينكه عذر موجّهى چون انتظار وقت مناسب يا اصلاح وسائل احياء يا پيدا كردن كارگر داشته باشد ، در اين صورت تا مدتّى كه بتواند عذرش را بر طرف كند مهلت داده مىشود . ليكن اين عذر نيست كه در اثر فقر نتواند وسائل احياء را آماده كند و به انتظار ثروت و مال بنشيند مگر اينكه مقدّمات آن فراهم باشد پس از مدّت مهلت اگر باز هم احيا نكرد حقّش ساقط مىشود و ديگرى مىتواند احياء نموده تملّك كند . و اگر حاكم شرع مقتدرى نباشد كه بتواند به اين نوع مطالب رسيدگى كند ديگرى مىتواند بدون اجازهء حاكم اقدام نموده احياء و تملّك كند ولى احتياط اين است كه تا سه سال صبر كند اگر حصار كننده احياء نكرد حقّش ساقط خواهد بود . « 1 » نظر به اينكه اراضى موات كلًّا ملك امام است ، حاكم در حكومت اسلامى مىتواند مانع احياء و مالكيت بيش از اندازه شود و بنابراين ديگر اين صحبت جلو نمىآيد كه با ابزار توليد پيشرفتهء كنونى ممكن است كسى اراضى زيادى را احياء نموده تمركز ثروت و حتّى نوعى انحصار و ضربه به ديگران به وجود آورد .
هامش
( 1 ) - تحرير الوسيله ج 2 ص 204 و 206 .