تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
و صحيح‌تر اينكه بگوئيم ثبت دادن حتّى حقّ تحجير هم نمىآورد ، اولويّت حقّ تحجير در علائمى است كه روى خود زمين گذاشته شود مانند تابلوا ، سنگ ، سيم و . . . ) جز حقّ اولويّت محدود نمىآورد . اگر زمين را تعطيل نمايد از او گرفته و به ديگران واگذار مىشود تا او آباد كند . زمين موات زمينى است كه تعطيل شده به خاطر بىآبى يا زير آب و شن و شوره و سنگ بودن و يا به جهت نيزار و يا جنگل بودن آن مورد استفاده قرار نگيرد . و اين بر دو گونه است . 1 - موات بالأصل و آن زمينى است كه قبلًا ملك كسى نبوده و كسى آن را احياء نكرده باشد و يا ندانيم كه قبلًا كسى آن را آباد نموده و ملك او بوده يا نه . 2 - موات عرضى كه قبلًا آباد بوده و سپس خراب شده است همچنين زمينى كه هنوز آثار نهر و غيره در آن وجود دارد و يا قريهء خرابى كه آثار عمارت در آن ديده مىشود . « موات بالأصل از « انفال » بوده و در اختيار امام مىباشد و در زمان غيبت امام ، هر كسى مىتواند آن را آباد نموده تصرّف نمايد و احياء كننده چه مسلمان و چه كافر آن را مالك مىشود ، و چه در سرزمين اسلامى و يا در كشور كفر و چه در زمينهاى خراجى اسلام ، چون