تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
و كراهت و بى اعتنائى بر او مگذر ، و بيش از حقّ خدا از او مگير ، وقتى بر قبيله‌اى وارد شدى ، در جاى آب عمومى محل فرود آى ( كه همه آنجا جمع مىشوند ) و در منزل آنان وارد مشو آنگاه با متانت و آرامش به سوى مردم برو ، سلام كن و تحياّت وافر بجا آور ، و آنگاه چنين بگو : بندگان خداوند - خليفة اللّه مرا به سويتان فرستاده تا حق خدا را در اموالتان از شما دريافت كنم . آيا در اموالتان حقّى براى خداوند هست كه به سوى ولىّ خدا گسيل داريد ؟ اگر كسى گفت : نه چيزى بدهكار نيستم ، ديگر به او حرفى مزن و اگر كسى گفت آرى بدهكارم ، همراهش حركت كن ولى مراقب باش او را نترسانى و تهديد نكنى و سخت نگيرى هر چه خودش داد از طلا و نقره بگير اگر گوسفند و گاو و شترى دارد بدون اجازهء او وارد نشو ، آخر به هر حال بيشتر آن مال اوست . و چون وارد جايگاه دام شدى همچون كسى كه به انبار ملك خود وارد شده مباش و تندى مكن و حيوانى را آزار مده و صاحبش را ناراحت مكن . مال را دو قسمت كن ، و هر قسمت را كه او خواست به او بده و چيزى مگو ، باقى را نيز دو قسمت كن و او را مخيّر كن ، كه هر كدام را مىخواهد بردارد و به همين ترتيب . . . تا به مقدار حقّ خداوند باقى بماند . و آنگاه حقّ خدا را كه باقى مانده است وصول كن اگر تقسيم تو را نپذيرفت به هم بزن و از اوّل تقسيم را شروع كن تا حقّ