سطح جامعه ندارد ، از نظر استحبابش كه روى علاقهء الهى ، شخص مىتواند مبالغ هنگفتى بپردازد همچون سائر ادّلهء انفاقات مستحبّ اثرات زيادى در سطح جامعهء توحيدى دارند . و نظير اين دو آيه . « 1 »
نظر مقدار انفاق آيهء 31 سورهء « ابراهيم » مىباشد .
از آنچه به شما روزى كردهايم پيش از آنكه مرگ يكىتان را بگيرد ، انفاق كنيد ) . « 2 » به بندگان مؤمنم بگو نماز به پا دارند و ازآنچه به آنها روزى كردهايم نهان و آشكار ، انفاق كنند پيش از آنكه روزى برسد كه نه معامله در آن روز است و نه دوستى . « 3 »
هامش
( 1 ) - همان مدرك حديث 9 ، احاديث ديگرى نيز وجوب اين حق را تأييد مىكنند 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 و 17 ابواب ما تجب فيه الزّكات وسائل ج 6 .
( 2 ) - « انفقوا مماّ رزقناكم من قبل ان يأتى احدكم الموت . »
( 3 ) - « قل لعبادى الذّين آمنوا يقيموا الّصلوة و يؤتوا الزّكاه و ينفقوا ممّا رزقناهم سرّا و علانيّة من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه و لا خلال » شگفت آنكه بعضىها كلمهء « خلال » در اين آيه را به معناى شكاف طبقاتى معنى كردهاند ، غافل از آنكه اين آيه در مقام تهديد است و مىدانيم كه تهديد به اين كه اگر پولهاتان را ندهيد در جامعهاى بى طبقه بعدى پولتان بى اثر مىشود ، يك تهديد خيلى خنكى است ، خوب ثروتمند مىگويد : حالا پولم را دارم و كيف مىكنم تا بعداً بى مصرف شود ، چرا حال بدهم كه مبادا بعداً بى مصرف شود ، و اگر منظور اين باشد كه در آن جامعه انقلاب است . و خودتان به وسيلهء مستضعفين از ميان مىرويد ، اين در مقدمّه و