خاطر خليفه توجيه مىكردند ، و آنها هم كه كار خليفه را توجيه مىكردهاند ، افرادى وابسته بودهاند كه طرفدارىشان از قدرت خليفه بيش از اينها بوده و همهء كارهاى زشت خليفه گان را توجيه مىكرده و حتّى حاضر بودهاند كه معنى آيهاى را به خاطر خليفه طور ديگرى ميان مردم رواج دهند .
مگر سمرة بن جندب صحابى ! پيامبر صلى الله عليه و آله نبود كه به خاطر معاويه حاضر شد بگويد : و من الناّس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه . . . « 1 » برخى مردم جان خود را در برابر طلب رضاى خدا مىفروشند ، دربارهء ابن ملجم مرادى نازل شده كه جان خود را براى از ميان برداشتن على عليه السلام به خطر انداخت .
عبداللّه عمر آن زاهد ريائى مىگفته است : اگر امام جامعه عادل باشد خودش ثواب مىبرد و تو هم شكر كن . و اگر ستمگر باشد خودش گناه كرده ولى تو بايد صبر كنى « 2 » چنان كه بعدها هم شافعى و مالك و حنبلى گفتند : اگر ستم كرد ، صبر و تحمّل واجب است . « 3 »
غرض اينكه معناى آيه ابهامى نداشته ، رعايت دوستى با خليفه و استفاده از نعمتهاى او اين توجيهها را واجب مىنموده است !
هامش
( 1 ) - بقره ، آيه 207 .
( 2 ) - عقد الفرايد ج 1 ص 4 .
( 3 ) - المذاهب الأسلاميّة ص 155 .