و بنابراين مهّمترين آيه در لزوم انفاق همان آيهء « كنز » مىباشد . و ابوذر غفارى هم در آن اوضاع عجيب زمان عثمان كه اختلاف طبقاتى اوج گرفته بود ، تنها به آن آيه استدلال مىكرده است .
اختلاف طبقاتى زمان عثمان كه از زمان عمر شروع شده بود ( عمر براى زنان پيامبر و برخى اصحاب ، حقوق گزاف منظور مىداشت ) وضع بدى را براى اسلام پيش آورده بود و خوف اين بود كه مردم بگويند چه فرقى ميان اسلام و جاهليت ؟ اين گونه افراد مىديدند و به
هامش
پيش از جامعه بى طبقهء است نه در خود جامعه ، به علاوه اينكه سياق آيات مربوط به قيامت است . « نار » در آيهء پيش حتماً آتش دوزخ و يا باطن اعمال است ، كه در آخرت تجلّى مىكند و نمىتوان آتش انقلاب معنى كرد . زيرا آتش انقلاب و خشم ملّت براى همهء كافران و ستمگران نيست و مىدانيد ، بگذريم از اينكه متناسب با « بيع » كه مصدر است « خلال » به معناى مصدرى است ( مصدر باب مفاعله ) به معناى دوستى ، و بگذريم از اينكه خلال در معناى اسميش هم به معناى شكاف نيست بلكه به معناى « ميان » مثل اينكه مىگوئيم : ميان شهرها گرديدند « جاسوا خلال الدّيار » . به كتب لغت مراجعه شود . اين گونه ترجمهها از آيات قرآنى در نظر من چيزى جز فريفتگى در برابر اصطلاحات ديگران و احساس بى شخصيتى و تصورّ جبران آن بالغات ديگران و بازى با الفاظ نيست ، و همهاش به كم اطّلاعى در علوم اسلامى مربوط مىشود و علّت اظهار نظر با اين كم اطّلاعى از نظر روانى چيزى جز غرور ذاتى يا تلقينى از دوست نادان و يا دشمن دانا و ميل به شهرت نمىباشد .